دسته: مقالات

0

سخنی چند در باب تاریخ کشاورزی ایران استاد محمد حسن ابریشمی همشهری گرانقدرمان/بخش پایانی

  کتاب تألیف خانم لمبتون، مالک و زارع در ایران، مورد انتقاد پطروشفسکی قرار گرفته از آن بابت که از منابع روسی بهره نگرفته است: «لمبتون جزو گروهی از محققان غربی است (اکنون عدة ایشان تقلیل یافته) که کماکان چون پنجاه سال پیش جملة «روسی را کسی نمی‌داند یا نمی‌خواند» را در دستور عمل خویش قرار داده‌اند…» نظر لمبتون در مورد جامعه‌شناسی به حدی با اسلوب تاریخ‌نویسی شوروی تناقض دارد که چنانچه بخواهیم جداً در این مورد به مباحثه پردازیم سخن به درازا می‌کشد. تناقض شگردها یا اسلوب‌های تاریخ‌نویسان شوروی با انگلیسی هر چه باشد این واقعیت را خوانندة ایرانی می‌داند که اغلب این نویسندگان در خدمت دولت‌هایشان هستند و حقوق و پاداش نوشته‌هایشان را در باب تاریخ ایران یا مقولات فوق دریافت می‌دارند. خانم لمبتون در مقدمة تألیف خود به این واقعیت اشاره کرده است: اکنون وقت آن است که از مؤسسة پادشاهی امور بین‌المللی و کمیتة تحقیق لورهلم که متحمل مخارج مسافرت من در سال‌های ۱۹۴۸ و ۱۹۴۹ (میلادی) شده‌اند سپاسگزاری کنم. خانم لمبتون اطلاعاتی هم که باب طبع امپراتوری انگلیس است ارائه می‌دهد، اطلاعاتی که به هر حال نقاط تفرقه را برمی‌انگیزد و انگلیس‌ها از این گونه گزارش‌ها و اطلاعات به موقع بهره گرفته و روس‌ها نیز بی‌نصیب...

0

خاطراتی در باره شهرستان تربت حیدریه اجتماعی، فرهنگی وتاریخی از همشهری عزیزمان علیرضا بختیاری دبیر بازنشسته آموزش و پرورش (بخش ۲)

مطالبی که در ذیل ملاحظه  میفرمایید در واقع خاطرات همشهری عزیزمان اقای علیرضا بختیاری است که با تشویق دوستان و اینجانب قرار شد در سایت تربت ما درج شده و پس از تکمیل و ویرایشی که از باز خورد ان به بدست  می اید بصورت کتابی در دسترس همشهریان قرار گیرد مانند کتاب( قند و قروت روانشاد تهرانچی )ولی با توجه به اینکه حتما  همشهریان  نظرات . پیشنهاد ، مطلب ، عکس و دستنوشته ای خواهند داشت که بخواهند به ان اضافه نمایند لذا خواهشمند است  درصورت داشتن نظر و یا ایده ای در این مورد لطفا با تلفنهای ۰۹۱۵۵۳۱۵۲۳۳ اقایان بختیاری و یا  ۰۹۱۲۵۳۳۳۷۹۴خطیبی    تماس حاصل فرمایید و یا با تلگرام با همین شماره ها نظرتان را ارسال فرمایید با سپاس از همکاری صمیمانه شما قسمت دوم خیابان فرمانداری یا شاهرضای شرقی (آیت الله طالقانی فعلی)، خیابانی پرماجرا در تاریخ تربت است. . وجود دو مکان و یک چهارکوچه، شاهد اتفاقات مهمی در تاریخ تربت حیدریه بوده است. این خیابان، از فلکه مرکزی (مسجد جامع) شروع، و به میدان فتح المبین فعلی( آخرآسفالت آن زمان) خاتمه می یافت. این سه مکان مهم عبارت بودند از: ۱- باغ نظر یاباغ حکومتی ۲- کوچه شیر چهارسوق ۳-مسجد گودی (امام زمان علیه السلام فعلی) باغ...

0

سخنی چند در باب تاریخ کشاورزی ایران -۴ تاریخ زمین و زراعت در آثار ایران شناسان‌ استادمحمد حسن ابریشمی

مورخان و ایرانشناسان خارجی که در باب تاریخ ایران باستان تألیفاتی دارند، در نوشته‌های خویش مقولة مختصری را به کشاورزی اختصاص داده‌اند، آنها عموماً همان گفته‌های مورخان باستان را نقل کرده و بعضاً تحلیل‌های کوتاهی از کشفیات باستانشناسی را، براساس استنباط خویش، بر آن افزوده‌اند. گاهی هم برخی از نویسندگان و مورخان خارجی، مخصوصاً در یک قرن اخیر، در مورد منشأ برخی از محصولات خالی از خدشه نیست. به خصوص که پاره‌ای از آنها تلاش کرده و می‌کنند که خیلی از محصولات با منشأ ایرانی را، از جمله «پسته» و «زعفران» را به نقاطی از سواحل مدیترانه‌ای اروپا، گاهی سرزمین زادگاه عیسی مسیح، بیت‌المقدس، گاهی سیسیل و غیره منسوب کنند. آنها وقتی به تاریخ ایران بعد از اسلام می‌پردازند، در باب کشاورزی ایران، با توجه به کثرت منابعی که موجود است، مطلب زیادی عنوان نمی‌کنند، به طوری که مطالب آنان دربارة کشاورزی، با سایر مقولات مندرج در تاریخ ایران، تألیف آنان در باب تاریخ ایران تناسب منطقی ندارد، بدان‌سان که در مجموع قلیل و کم مایه می‌نماید. علت این امر آن است که کسب اطلاعات و معلومات و مستندات در باب کشاورزی ایران به سهولت سایر مقولات تاریخ ایران نیست. بنابراین تاریخ‌نگاران و نویسندگان خارجی توفیق آن را نداشته‌اند که تألیفی...

0

سخنی چند در باب تاریخ کشاورزی ایران -۳ فلاحت در فلات ایران استاد محمد حسن ابریشمی

    ‌احمدعلی خان وزیری (قرن ۱۳) نوشته است: در قریة سرمشک درخت گردگان عظیمی است؛ از خرافات مردم آنجاست که جمشید پیشدادی آن را غرس کرده، و آن درخت را «جمشیدی» گویند. اعتمادالسلطنه (قرن ۱۳)، از چنار بسیار تناور دهکدة ارمیا (بین میامی و شاهرود، بر سر راه شاهرود به مشهد) دیدن کرده و نوشته است: به عقیدة اهالی سه نفر از انبیا، از جمله «ارمیای نبی»، در وسط آن مدفون‌اند… دور چنار در روی زمین تقریباً پنجاه ذرع است. درخت چنار بسیار تناور کنار مزار امامزادة روستای «توی» از نواحی اسفراین نیز با عمری دراز دیدنی است. درخت سروِ کوهی کنار مرقد شیخ یوسف (فوت ۱۰۳۰)، در کنار دهکدة فیانی (پیانی، در ۱۶ کیلومتری راه مشهد به شاندیز) نیز پرهیبت است و عمری دراز دارد. سه درخت کاج تناور و بسیار کهن سال در حاشیة روستای فدافن در نزدیک شهر کاشمر موجود است. وجود این گونه درختان، به‌ویژه درختان کهن‌سال روی مقبرة بزرگان و صحن مزارها و اماکن مقدس، که تعدادشان کم نیست، با موجودیت خود، استعدادهای مناطق را در باب کاشت و پرورش این نوع درختان مشخص می‌کند و در عین حال حکایت از پیشینة بسیار طولانی وجود این گونه درختان در هر یک از مناطق دارد. ۴٫...

0

سخنی چند در باب تاریخ کشاورزی ایران -۲ فرهنگ و منابع کشت و کار استاد محمد حسن ابریشمی

  گاهی دربارة انواع آسیاب‌ها (که با نیروی دست انسان، حیوان، آب، باد به حرکت در می‌آید: دست آس، خراس، آسیاب، آس باد)، و چرخاب و دولاب و پایاب (جایی که برای برداشتن آب در عمق زمین تعبیه می‌شود و پلکان با شیب مناسبی دارد) و تالاب (: استخر یا تلخ) و دستگاه‌ها و وسایل متنوع دیگر ـ که در امور فلاحت به کار آید ـ گفتگوهایی شده است. همچنین در این منابع، گاهی مطالبی دربارة قوانین و ضوابط مربوط به امور مختلف زراعت و آبیاری، محدودیت‌های کشاورزی، بلیات و آفات فلاحت اعم از ارضی و سماوی، محرومیت‌های رعایا، سختگیری‌ها و ظلم مالکان و حکام یا امرای محلی و حتی سلاطین و خلفا (اموی و عباسی) در اخذ سهم مالکانه و مالکیت از روستاییان و کشاورزان، میزان و نوع محصولات زراعی و دامی؛ و پدیده‌های مختلف فلاحتی هر یک از ولایات، درآمدهای حکام محلی و حکومت مرکزی از این بابت، و نیز موضوعات و مقولات دیگر در این باره مطرح می‌شود. این گونه مطالب و اطلاعات فراوان، اما مختصر و بسیار پراکنده در منابع اسلامی و بویژه تألیفات و آثار دانشمندان ایرانی (به زبان عربی و بیشتر فارسی) مندرج است. تعداد مآخذ بی‌شمار و با موضوعات مختلف است، مطالب و معلومات...

0

هوشمندی‌های رفتاری حشرات دکتر محمدحسن ابریشمى – بخش هفدهم و آخر

    عقرب: کژدم (گزدم؟) در متون کهن طب و داروشناسی و دایرة المعارفی فارسی گاهی از «کژدم» یاد شده و نیز از چگونگی درمان کژدم گزیده سخن رفته است. برخی از تصحیح‌کنندگان این منابع «کژدم» مندرج در نسخ خطی این متون را به «گزدم» تغییر داده‌‌اند. ظاهراً بدان جهت که این جانور با دم می‌گزد، در حالی زنبور و مگس و برخی حشرات گزنده نیش در دم دارند. وانگهی «گز» نام درختی مشهور است، و دانشمندان قدیم بدان توجه داشته‌اند، مرحوم دهخدا نیز ذیل واژه «کژدم» ضمن معرفی این جانور، ذکری از «گزدم» نکرده، و این کلمه را مدخل نگرفته است. لغت عربی «عقرب» علاوه بر «کژدم»، در اصطلاح منجمان نام برج دوم از دوازده برج یعنی «آبان ماه» است. ظاهراً در برخی از قلمروهای فرهنگ ایرانی و زبان فارسی، کور بودن «عقرب» از باورهای رایج بوده است. به همین دلیل بعضی از شاعران «عقرب» را کور پنداشته‌اند. در برخی از منابع کهن به فعالیت و حرکت «کژدم» و بعضی جانوران در شب اشاره شده است. از باب نمونه، ابویعقوب سبحستانی در کشف المحجوب (رساله‌ای در آیین اسماعیلی از قرن چهارم)، در شرح «علت حرکات حیوانات» از جمله اشاره به همین نکته دارد: «… چون خُرشید به غروب رسد کمتر...

0

یادداشت مدارا؛ رواداری و حق‌داری عمومی [۱] از (دکترسید مصطفی محقق داماد )

در نهضت مشروطیت، محور اصلی قانون خواهی بود. رد پای این خواست ملی را باید در رساله کوچک مستشار‌الدوله بدست آورد. همه می‌دانیم که در نهضت مشروطه، شعار اصلی عمومی درخواست «عدالت‌خانه» بود. عدالت‌خانه به معنای مجلس قانونگذاری بود. بذر این شعار توسط همین رساله کوچک نهاده شد. رساله‌ای که بسیار مختصر بود ولی موج تأثیرش بسیار بود. عنوان رساله میرزایوسف تبریزی معروف به مستشار ‎‌الدوله، «یک کلمه» بود که نخستین بار در سال ۱۲۸۶ منتشر شد.مستشار‌الدوله سعی در واکاوی علل   عقب‌ماندگی جامعه ایرانی داشت و دنبال یافتن راه رهایی از توسعه‌نیافتگی و استبداد می‌گشت. وی در رساله«یک کلمه» از زبان دوستی که وجود خارجی ندارد، پیشرفت کشور را فقط در یک کلمه و آن هم «قانون» ذکر می‌کند. همان سال‌های نخست پس از مشروطیت برای اهل نظراین سؤال مطرح شد که آیا با قانون همه چیز حل می‌شود؟ یا آنکه که مشکل اصلی جامعه ما قانون نیست، چیز دیگری است؟ در زمان ما هنوز هم این سؤال مطرح است و هرکس شاید در پاسخ به آن نظری بدهد. به نظر اینجانب، مطالعه وضعیت زمانمان به ما می‌گوید که قبل از قانون باید به کلمه‌ای دیگر نه تنها توجه شود، بلکه بهتر است بگوییم از مغز استخوان پذیرفته شود و...

0

معجزە فرهنگ به احترام دکتر محمدعلی موحد

  برخی از بزرگان و زبدگان فرهنگ ایران را باید از شگفتی‌های تاریخ و فرهنگ قلمداد کرد. هر یک برای خود صفاتی دارند و روحیاتی که در هنگام گفت و شنید یا استماع خطابه و ‌حتی دیدار و ضیافت، جلوه‌گری و به مخاطبان گوشزد می‌کند که این آستان، منزلتی دیگر دارد و قدر و قیمتی که در قیاس متعارف نمی‌توان آن را سودا کرد و سود و زیانش را دریافت. بلکه باید لحظه را، سخن را، نکته را، اندرز را، آموزه و برهان را به گوش سر شنید و به گوش جان نیوشید. قبلاً سخن علامه قزوینی را در همین ضمیمه نقل کردم که فرموده‌اند: آن‌گاه کسی بزرگ خواهد شدکه محضر بزرگان را درک کند و شاگردی و فهم در این آستان، فقط آموختن علم و محفوظات معمول نیست، بلکه اشارات و شیوه بیان، تنبّهات و نکات خاص، طرز برخورد با مفاهیم و حتی کیفیات رفتار و نگاه و خوانش و ابراز مطالب و… همه درس آموزند. فره و فرزانگی، والایی و منزلت به ارمغان می‌آورند. پس این آموزه استاد علامه محمد قزوینی را کسانی که با بزرگان و دانشوران یگانه، مجالست و توفیق دیدار برای کسب علم و گفتگو داشته‌اند، خوب در می‌یابند. گاه اقبال و بخت، این زمینه مساعد...

0

هوشمندی ‌های رفتاری حشرات دکتر محمدحسن ابریشمى/بخش دهم

          مرحوم دهخدا، با استناد به « اقرب الموارد و منتهی الارب»، لغت عربی «جراد» به معنی «ملخ» و منسوب به آن «مجرود: کسی که از خوردن ملخ شکم وی دردگین باشد»، «زَرع مَجرود: کِشت ملخ زده»، «مَجرودَة، ارض مَجرودَه: زمین ملخ ناک، زمین بسیار ملخ» را ثبت کرده است. به نوشتة همو: «دَبَی: ملخ پیاده»، «دُبَیّ: موضعی است نرم زمین به دهنا که ملخ در آن بسیار باشد و بدان الفت می‌دارد» و «مَدباة، ارض مَدباة: زمین ملخ ‌ناک». ظاهراً سرزمین «دُبَی» در جنوب خلیج فارس، وجه تسمیة خود را از «ملخ» دارد، زیرا «دُبَی» در عربی به معنی «سرزمین بسیار ملخ»، «زمین ملخ‌ناک» و نیز جای تخم ریزی ملخان است. بهاءالدین محمدبن حسین خطیبی بلخی، مشهور به بهاء ولد (بهاءالدین ولد، وفات ۶۲۷)، پدر مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، در مواعظ خود برخی از لغات اخیر را بر زبان آورده است: … طوفان فرعون چون باز ایستاد سبزه‌ها رُست که هرگز چنان نَرُسته بود، چون ملخ‌هاشان بِمُرد به سرزمین زار آمدند که ما را هنوز دخل‌های ما برجاست. «دبی: ملخ»، «مَدباة: زمین ملخ ناک»، «مَدبیّة: زمینی که ملخ گیاهش خورده بود»؛ کافران چون جزیه پذیرفتند چون سرگین در زیر آب نشستند.[۱] در لغت‌نامه، شرح مفصل و...

0

هوشمندی ‌های رفتاری حشرات بخش هشتم – دکتر محمدحسن ابریشمى

  «علی‌بن عبدالواسع کامی‌لاهیجی» در کتابی با عنوان «خواص الحیوان» (تألیف ۱۰۳۳) که ظاهراً به منابع زیادی دسترسی داشته بر اساس نگارش‌ها و نیز باورهای پیشینیان، مطالب زیادی دربارة انواع جانداران فراهم آورده است. شادروان حسینعلی باستانی راد طی یادداشتی در تاریخ اول دی ماه ۱۳۲۴ به شرحی در معرفی علی کامی‌لاهیجی نوشته و زوایایی از دوران زندگی و چگونگی قتل این نویسندة گمنام را آشکار کرده است.[۱] کامی‌لاهیجی ذیل عنوان «مورچه» مطالب زیادی نقل کرده و برخی را با استدلال رد کرده است: «جمعی از حکما برآنند که مورچه را به علت تنگی حلق و باریکی میان، قدرت خوردن چیزی نیست و آنچه از روی حرص به خانه و لانه خود می‌برد از رایحة آن منتفع و محظوظ می‌گردد و جماعت دیگر را اعتقاد آن است که فرقة قدما جهت اغراق قِلَّتِ اَکل [کم خوردن]آن گفته‌اند و الا به محض رایحه تعیّش امکان ندارد، و در چیزهایی که مورچه در آن رفته باشد اثر خورده و کم شدن مادة اصل ظاهر می‌شود».[۲] به نوشتة همو: «مور، از غایت کیاست، در تمام تابستان خوراک به لانه برده جهت اوقات عسرت و برودت ذخیره می‌کند. سایر حبوب را که در زیرزمین می‌برد می‌شکند و دو نصف می‌کند تا از جذب رطوبت زمین...