به آفرید(بهافرید): تقدیم به روانشاد استاد دکترغلامحسین یوسفی از همشهری عزیزمان استاد غلامرضا نظری.دبیر تاریخ شهرستان تربت حیدریه..شنبه ۶/ ۶/ ۱۴۰۰ خورشیدی

به نام خداوند جان وخرد
به آفرید(بهافرید)
تقدیم به روانشاد استاد دکترغلامحسین یوسفی
به آفرید یا بهافرید(بهزاد مجوس.)پور فروردین. درسال ۱۳۱ هجری قمری ادعای پیامبری نمود ودر آیین زردشتی بدعت گزارد* خاستگاه اورا زوزن وروستای روی ازابرشهر(نیشابور)وروستای سیراوندخواف آورده اند( بیرونی.ثعالبی.گردیزی.خوارزمی.مجدخوافی.شهرستانی) از تاریخ زاده شدن وی درتاریخ خبری نیست..جایگاه خروج اورا زاوه گفته اند*
به آفرید.به مدت ۷سال از نظرها پنهان بود ودر سرزمین چین به تجارت مشغول شد…پس از۷سال از چین بازگشت وبا آوردن پارچه وردایی حریر وسبزرنگ که درمشت جا می گرفت (مجدخوافی..بیرونی)آن را معجزه ی خویش خواند.ردای سرتاسر اندام اورا می پوشانید وآنچنان نرم ونازک بود که درمشت دستش جای می گرفت ومردم ازآن درشگفت بودند!!!(شاید به دلیل داشتن لباس های خشن ودست بافت خود)
چندی پس ازبازگشت ازچین .نقشه ای کشید که دوباره از نظرهای مردم پنهان گردد..به زنش سفارش نمود تا دوبالش ببافد ودرون آن را آذوقه ی(نان) خشک بنماید وسپس خودرا به بیماری بزد ودسته دسته بدیدارش می رفتند.به زنش سفارش نمود او را در دخمه ای دفن کنند که آب راهه ای آب باران و.‌به آن بریزد.و او را باجامه ی سبز ودو بالش دفن کنند وبگفت .ای زن هرهفته به کنار گورم(دخمه)بیایی وروی خود رادر آبراهه بشویی تا آب به درون دخمه ریزد واز سوزاخ آن آذوقه به درون دخمه بریزی. !!زن چنین کرد وبهافرید پس از یک سال که با آن وخوراک زنده بماند.به هنگام درویدن گندم .با ردای وپارچه ی سبز از دخمه درآمد وبه سوی کشاورزان شتافت .وانان غرق درشگفتی شدند!!! به آنان گفت شگفت زده نگردید .من بهافریدم که سال پیش بمردم وامروز خدای مرا زنده گردانید وخلعتی گران بها(پارچه و ردای حریر) بداد وآنچه به شما می گویم وحی ازجانب خدای است..گروه بسیاری ازمردم خواف وزوزن و زاوه و..به او گرویدند*
بهافرید .زردشت را به پیامبری قبول داشت ولی بسیاری از اداب ومراسم آنان را رد می نمود.(بیرونی)ازجمله ی دستورات وآموزش های بهافرید..گزاردن پنج نماز بدون سجده رو به جانب چپ قبله بودوبرخی منابع از ۷نماز سخن کرده اند(اهمیت عدد ۷-۷سال درچین- یک هفتم ثروت ودارایی افراد جهت عمران وآبادانی-۷نماز در روز)بدون تعیین وقت و روبه خورشید بایستند و گذاردن یک زانو برزمین ستایش( خورشید نیایش) کنند( گردیزی.بیرونی.شهرستانی.ثعالبی). وحتی گفته اند.۳نمازدرجهت خورشید(طلوع..نیمروز..پیش ازغروب.)و ترک پرستش آتش(شهرستانی)و ترک زمزمه بهنگام غذا خوردن.حرام کردن گوشت مردار..منع کشتن حیوانات پیش ازپیری.. ونهی از ازدواج با مادر وخواهر ومحارم .و محدود کردن کابین زنان به ۴۰۰درهم- بلندکردن موی سر- حرام کردن شراب- دفن نکردن مردگان درخاک- اختصاص یک .هفتم دارایی مردگان برای ساختن راه ها و پل ها وکاروانسراها و..- پرستاری ازبیماران- کمک به نیازمندان- و نوشتن کتاب به فارسی-
اقدامات به آفرید سبب دلخوری موبدان وزردشتی ها وهمچنین مسلمانان گشت.*
همزمان با دعوت پرشور ابومسلم خراسانی ودیگر داعیان بنی عباس درخراسان(با شعار الرضا من آل محمد) برضد آخرین خلیفه ی اموی( مروان بن محمد: مروان حمار).بهافرید تعالیم خویش را آغاز نموده بود.به هنگام آمدن ابومسلم از مرو به نیشابور موبدان زردستی ومسلمانان ازو شکایت ها نمودند واورا مرتد وبدعت گذار خواندند.( هدف بهافرید آشتی دادن زردشتیان با مسلمانان بود وبرای پیش گیری از یورش مسلمانان به تعالیم زردشت .همانند ازدواج با محارم و….چنین کرد وقصد داشت با همکاری وهمیاری زردشتیان ومسلمانان ناراصی از خلافت امویان و…گامی بسوی استقلال ایران یا حداقل خراسان که از مرکز خلافت امویان در شام بسیار دور بود.بردارد) .ابومسلم فردی به نام شبیب بن واج را مامور دستگیری بهافرید در زوزن خواف نمود وشبیب .بهافرید دستگیر وبه نیشابور اورد وبه دارش کشیدند..اما پیروانش گفتند بهافرید سوار براسبی زرد رنگ به اسمان رفت وپس ازمدتی بازخواهد گشت وانتقام خویش را دشمنان خواهد گرفت..باقی مانده ی پیروان بهافرید به استاذسیس پیوستند که او نیز درخراسان علیه منصور خلیفه عباسی طغیان نمود..ابومسلم خراسانی درتلاش برای کسب رضایت زردشتیان ومسلمانان بویزه خراسانیان بود تا بنی امیه را براندازد وآنچه در سر دارد عملی کند..عافل ازآنکه اساس حکومت بنی عباس که برای جانفشانی ها کرد ه بود.‌بر حیله ونیرنگ است.!! پاس زحمات بسیار ابومسلم را منصور عباسی بداد وبانیرنگ اورا به بغداد فراخواند وبا زدن دستانش برهم..جلادان .ابومسلم را ازپای درآوردند وپس از مرگ ابومسلم در خراسان و…قیام هایی با شعار انتقام خون ابومسلم چهره بست که با مکر وحیله ی عباسیان درخون نشست!!!( غلامرضا نظری.دبیر تاریخ شهرستان تربت حیدریه..شنبه ۶/ ۶/ ۱۴۰۰ خورشیدی)

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *