شعر زیبایی از شاعر همشهری جناب یاوری زاوه در باره فوت اقای حاج محمد حیدری((یارب این محمود را شایسته ی فردوس گیر))

در سوگ عزیزی مدیرو پرچمداری خستگی ناپذیر از جامعه تربتیهای مقیم مشهد مقدس روانشاد حاج محمود حیدری

 

مانده ام سر در گریبان،داغ بر دل – پی سپر

خون بجای اشک باید ریخت یاران از بصر

حالت سردرگمی دارم که مجنون هم نداشت

سالکی بی راهبر را مانم وره پر خطر

مثل مار از غصه می پیچم به خود اغراق نیست

ناگهان بانگی بر امد خواجه …. ای خاکم به سر

وادریغاگوی او بودن چه ناهنگام بود

گرچه حکم داور است و ما زحکمت بی خبر

داور دانا برای عبرت ما میکند

دوستان خویش را اماده از بهر سفر

حجت قطعی ندارد حاجت چون و چرا

                                                                 ای مسلمان ،ای رفیق از این حواشی درگذر

یارب این محمود را شایسته ی فردوس گیر

در جوار حیدر کرار بنما مستقر

داورا تا لغزشی از ما نبیندهیچکس

وابخود مگذار مارا لحظه ای ای دادگر

راه و رسم پشتکار و معرفت را دوستان

باید ازهمشهری مرحوم باشند ارث بر

"یاوری "نیات خیر جامعه در عزم ماست

می دهدتوفیق را حق ،تا که باشذ راهبر ؟

 

سروده همشهری مهربان و با ذوقمان اقای محمد یاوری زاوه در ۱۶ بهمن ۹۴

بمناسبت در گذشت روانشاد محمود حیدری در مشهد روانش شاد و یادش برای همیشه گرامی

ذر

 

 

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *