این بار ساز استاد کیوان ساکت در زادگاهش کوک شد(گزارش از همشهری هنرمندمان علی منصورزاده)

 

استاد کیوان ساکت نوازنده ی چیره دست تار و سه تار شامگاه یکشنبه نهم اسفندماه یکهزار و سیصد و نود وچهار خورشیدی با همراهی سیاوش ساکت در زادگاه خود، شهرستان تربت حیدریه، برروی سن رفت و به اجرای برنامه پرداخت.

دراین برنامه که بااستقبال بی­نظیرهمشهریان روبه رو شد ابتدا دکتر محمد حسن ابریشمی، پژوهشگر و نویسنده ی برجسته شهرستان، به ایراد مطالبی در باب پیشینه ی خانوادگی استاد کیوان ساکت و همچنین پدر ایشان دکتر محمدتقی ساکت پرداختند. وی با اشاره به طبع شعری دکتر محمدتقی ساکت، از ایشان به عنوان یکی از مفاخر شهرستان یاد کرده و همچنین ازهنردوستانی که این چنین برنامه ی با کیفیت ومنظمی را طرح ریزی واجراکرده اند تشکر وقدردانی نموند.

پس از اتمام سخنرانی دکترابریشمی، استاد کیوان ساکت برروی سن آمدند. ایشان در ابتدا با بیان این شعر :

سلامی چو بوی خوش آشنایی     برآن مردم تربت روشنایی

کلام خود را آغاز و از الطاف دکتر ابریشمی سپاس گذاری کردند و با بیان خاطرات خردسالی خود در شهرستان تربت حیدریه، از اینکه در زادگاه پدری خود به اجرای برنامه می­پردازند ابراز خرسندی نمودند.

 آنچه در چند سال گذشته بیش از همه درباره ی استاد ساکت در بین هنرمندان شهر به بحث گذاشته میشد موضوع سرودی است که ایشان برای تربت ساخته اند لذا در همین راستا ایشان لازم دانستند تا توضیحاتی را بدهند.

ایشان بیان داشتند در زمان مدیریت آقای زنگنه در اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی شهر و نمایندگی حجت الاسلام والمسلمین رضایی در مجلس شورای اسلامی طبق در خواست آقای رضایی و پیگیری های مکرر آقای زنگنه سرودی را با تکیه بر یکی از آهنگ های محلی خطه ی خراسان و شعری از پژوهشگر و نویسنده ی گرامی آقای محمد رضا خسروی به همراهی دوتارنوازان بزرگ خراسان روانشادان ذولفقارعسگریان وغلامعلی پورعطایی باصدای هنرمند ارجمند سالار عقیلی ساخته اند؛که متاسفانه به علت عدم همکاری شورای شعر مشهد پذیرفته نشده است.استاد ساکت همچنین نوید این را به همشهریان دادند که در صورت همکاری اداره ی فرهنگ وارشاد اسلامی بر طبق عهد و پیمان گذشته بدون دریافت دستمزد حاضر به ساختن سرودی جدید برای شهر هستند.

در بخش اول برنامه، استاد ساکت با سه تار بداهه نوازی ای برروی شعر:

"از دل و دیده ، گرامی تر هم

آیا هست ؟

– دست ،

آری ، ز دل و دیده گرامی تر :

دست !

زین همه گوهر پیدا و نهان در تن و جان ،

بی گمان دست گرانقدرتر است .

هر چه حاصل کنی از دنیا ،

دستاورد است !"

از زنده یاد فریدون مشیری یاد کردند.

سکوتی محض سالن را فراگرفته بود و حضاردر عمق شعر و ساز فرروفته بودند. هر مصرع که با هوشمندی و مهارت، با شیرینی ساز پیوند خورده بود نجوای مهربانی و مهرورزی را تداعی می کرد. بیت پشت بیت میرفت و کلام استاد و نغمه ی سه تار روح و روان را در هم می آمیخت.

در قسمت دوم استاد با تار و همراهی پسرشان سیاوش به ادامه برنامه پرداختند.

زخمه های بی مانند ایشان که با پنجه ی شیرین سیاوش برروی ساز تنبک همراه گشته بود،سودای آزادگی و رهایی از قید و بند جهان مادی را به تصویر می کشید.

قطعات پی در پی با پختگی مضراب و مهارت مثال زدنی استاد اجرا می­شدند و تماشاگران بیش از پیش محو جادو و هنر نمایی استاد شده بودند.

با اجرای سرود "ای ایران" از روانشاد روح الله خالقی، شور و هیجان در سالن اندیشه به اوج خود رسید و حضار برای ادای احترام به این نغمه ی وطنی ایستاده کار را دنبال کردند و یک صدا و با غرور شعر را زمزمه کردند.

با پایان یافتن این قطعه برنامه نیز پایان یافت و استاد ساکت پس از ادای احترام به علاقمندان حاضر در سالن قصد در ترک صحنه داشتند اما در خواست های پی در پی حاضران برای نواختن تصنیف "مرغ سحر" بار دیگر استاد را برروی صحنه کشاند. این بار نیز حضار یک صدا این تصنیف را خواندند و بدین ترتیب کار به پایان رسید.

این برنامه میزبان چهره های برجسته ی شهرستان از جمله آقای دکتر محمد حسن ابریشمی، استاد یاوری زاوه، اعضای محترم شهرداری و شورای اسلامی شهر، فرمانداری شهرستان،ریاست و مسئولین اداره ی محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی و همچنین سایر عزیزان علاقمند و هنر دوست بود.

 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *