محاسبه سید علی نجفی

 

 

اگر به جمع جهان، بی‌نصیب و تنهایی

به حال خویش نظر کن که در چه سودایی

همه تعیُّش دنیا و سود و سودایش

موقت است و ندارد وفا و پایایی

مبند دل به فریب بساط رنگارنگ

اگر که طالب عشق و جمال مولایی

چو نور حضرت حق در جمیع ذرات است

جفا بود که بگویی غریب و تنهایی

درون سینه، تو جام جهان‌نما داری

اگر به صدق و صفا راه حق بپیمایی

مگو که نیست مرا فرصت دگرگونی

سپار دل به عنایات و لطف یکتایی

هر آنچه خواهی از او خواه و شکرِ داده گذار

که نیستت به جهان جز فنا و ناپایی

خموش باش «علی»، کردگار می‌داند

کرا دهد به جهان، عقل و هوش و دانایی

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *