آثار و پیامدهای استراتژیک توافق ایران و چین :واکنش غرب و مشخصا آمريکا به امضاي سند همکاري ايران و چين نشان دهنده اهميت اين توافق و پيامدهاي آن در مناسبات بين المللي است. با اين حال بايد پذيرفت که غربي‌ها در اجراي تعهدات و توافقات خود با ايران رويکرد متعهدانه اي نداشته اند که بارزترين نمونه اخير آن برجام است که بعد از سالها مذاکرات فشرده و پيچيده و بدون هر گونه توجيه منطقي از تعهدات خود شانه خالي کردند.

همکاري ايران و چين و نهادينه و منسجم کردن اين روابط در قالب يک نقشه راه ۲۵ ساله مي تواند آثار و پيامدهاي استراتژيک در پي داشته باشد و اظهارنظرهاي برخي مقامات آمريکا درباره اين همکاري، حاکي از نگرانيهاي آنها از همين پيامدهاست. امضاي پيش نويس سند همکاري هاي ۲۵ ساله ايران و چين طي هفته هاي اخير بحث هاي زيادي را در داخل و خارج از کشور به دنبال داشته است. ايران همچنان در حال مذاکره در مورد اين توافقنامه با عنوان «مشارکت جامع استراتژيک چين و ايران» است و توافق اوليه را «نقشه راه شفاف و راهنماي اصولي براي روابط برد-برد بين دو کشور» توصيف کرده است. اين توافقنامه که داراي ابعاد سياسي، اقتصادي و نظامي است، در صورت اجرايي شدن، مي تواند تأثيرات عميقي بر مناسبات دوجانبه، منطقه ‌اي و بين المللي داشته باشد. گسترش روابط ايران و چين هم از اين قاعده مستثني نيست و در هر صورت پيامدهاي استراتژيک به دنبال خواهد داشت. واقع امر اين است که روابط بين کشورها در خلأ برقرار نمي‌شود و متغيرهاي متعددي در مناسبات بين کشورها تاثيرگذار هستند. از سوي ديگر روابط دوجانبه خواه ناخواه پيامدهايي دارد که ساير بازيگران جهاني را تحت تاثير قرار مي دهد.

ايران و چين به لحاظ سنتي روابط اقتصادي گستره‌اي داشته اند ايران تامين کننده مطمئن انرژي مورد نياز چين بوده و در مقابل نيازمندي‌هاي بازار ايران را تامين مي کرده است. حالا دو کشور مي خواهند روابط خود را منسجم تر و نهادينه کرده و براي يک دوره ۲۵ ساله مسير پيش روي خود را ريل گذاري کنند. ايران اگر چه جزو قدرتهاي بزرگ و توسعه يافته و شناخته شده به شمار نمي رود، با اين حال ظرفيت‌هاي غيرقابل انکار انساني،ژئوپلتيک،منابع غني انرژي و موقعيت ترانزيتي دارد. از اين مهمتر ديپلمات‌هاي ايراني در طول تاريخ بويژه در دوره معاصر به خوبي از ظرفيت‌هاي بازيگران بين المللي براي تامين منافع ملي ايران استفاده کرده و توانسته اند ايران را از پيچ ها و گردنه‌هاي حساس تاريخي عبور دهند.

غربي‌ها به تعهدات خود عمل نکردند

طي سال هاي گذشته جمهوري اسلامي ايران راهبرد حرکت به شرق را به عنوان يک استراتژي مشخص در نظر گرفته است، بخش عمده تجارت و صادرات ايران با چين نفت، ميعانات، پتروشيمي و گاز بوده است و ۷۰ تا ۸۰ درصد از جايگاه ايران در تجارت جهاني همين کالاها هستند. چين دومين اقتصاد دنيا و شريک اول تجاري بسياري از کشورهاست. واکنش غرب و مشخصا آمريکا به امضاي سند همکاري ايران و چين نشان دهنده اهميت اين توافق و پيامدهاي آن در مناسبات بين المللي است. با اين حال بايد پذيرفت که غربي‌ها در اجراي تعهدات و توافقات خود با ايران رويکرد متعهدانه اي نداشته اند که بارزترين نمونه اخير آن برجام است که بعد از سالها مذاکرات فشرده و پيچيده و بدون هر گونه توجيه منطقي از تعهدات خود شانه خالي کردند. رويکرد غربي ها در توافق برجام تاثير عميقي بر ذهنيت جامعه ايراني نسبت به غرب داشته است. بويژه که غرب به رهبري آمريکا نه تنها به تعهدات خود پايبند نبوده بلکه تلاش کرده به انحاي مختلف مردم ايران را تحت فشار قرار دهد. از همين رو افکار عمومي هم با از هر اقدامي براي افزايش قدرت انتخاب دستگاه ديپلماسي در مناسبات بين المللي استقبال مي کند. ارزش سند همکاري با چين در درون آن نهفته است آغاز چنين همکاري هايي نشان مي دهد ايران توانسته به جايگاهي در نظام بين الملل برسد که بتواند با يکي از قدرت هاي اقتصادي جهان سند بلند مدت همکاري امضا کند. اقتدار نظامي و سياسي جمهوري اسلامي ايران در عرصه‌هاي بين‌المللي يک پيروزي درخشان براي ايران و شکست بزرگي براي دشمنان آن است. ايران ثابت کرده که تحت هيچ شرايطي زير بار فشار آمريکا و هم‌پيمانان آمريکا نخواهد رفت.

واکنش اوليه غرب

قدرت ايران در عرصه بين الملل و تجارت جهاني يک واقعيت است و اين را حتي کشورهايي همچون آمريکا که با ايران دشمني دارند نيز مي‌دانند. واکنش اوليه غرب به همکاري هاي ايران و چين اعم از شايعه سازي و تحريک افکار عمومي نشان از نگراني جدي آنها دارد. براي همين شاهد هستيم که جنگ رواني گسترده اي را در مخالفت با اين سند همکاري به راه انداختند و درصدد تخريب همکاري هاي چين و ايران بر آمدند. از نگاه غرب گسترش روابط ايران و چين اقدامي بزرگ و استراتژيک است که باعث مي شود ايران از حوزه اقتصادي و سياسي آنها خارج شود. منتقدان غربي ادعا مي کنند که چين، ايران را به دام بدهي خواهد انداخت و مدام تکرار مي کنند که اين طرح شکل ديگري از استعمار است آنها مي گويند ايران از نظر اقتصادي بي ثبات است و به عنوان يک کشور گيرنده، با تعهد به چين خطرات ژئوپليتيکي بزرگي را به جان مي خرد. اما دليل اصلي انتقادات آنها اين است که اين توافق نامه يک مجراي حياتي براي ايران ايجاد کرده و سياست فشار حداکثري آمريکا را با شکست مواجه مي کند.

جنگ تجاري چين با آمريکا

طي سال‌هاي اخير چين و ايران از سوي آمريکا تحت فشار بوده اند. چين وارد يک جنگ تجاري بزرگ با آمريکا شده و ايران با تحريم‌هاي سنگين واشنگتن مواجه است. مهم ترين دليل مخالفت هاي آمريکا با توافقنامه ۲۵ ساله ميان چين و ايران اين است که اهداف ترامپ از به راه انداختن جنگ تجاري و اعمال تعرفه‌ها در قبال پکن و وارد کردن فشارهاي اقتصادي بر تهران، هنوز محقق نشده و مطرح شدن توافقنامه ۲۵ ساله ميان ايران و چين نشان مي دهد که اين دو کشور ممکن است زمينه هاي مشترک همکاري بزرگ با يکديگر پيدا کنند. در صورت اجرايي شدن توافق ايران و چين اقتصاد ايران تا حدودي احيا خواهد شد اين بهبود اقتصادي باعث ثبات بيشتري در سياست ايران خواهد شد و موقعيت منطقه‌اي ايران را بهبود مي بخشد و عاملي مي‌شود که کشور هاي منطقه به جاي نزديکي به آمريکا به تنش زدايي با ايران روي بياورند و اين اتفاق خبري بد براي لابي‌هاي ضد ايراني و رژيم صهيونيستي است.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *