مبادلات فرهنگی ـ فلاحتی ایران و هند دکتر محمدحسن ابریشمی – بخش شانزدهم

 

 

 

 

 

 

اعتمادالسلطنه به‌درستی از قابلیت محل روستای یاتر و شوربختی زمین آن که به دست مردمان آنجا افتاده، و نیز خوشبختی درخت فلفل، سخن گفته که به لحاظ باورهای اهالی از گزند مصون مانده است؛ اما به‌راستی تقصیر این مردمان منشأ از بی‌تدبیری و فساد حاکمان نداشته است؟ مگر آن شخص بلندنظر و علاقه‌مند به عمران و آبادی که درخت فلفلی را از هند و بلاد دوردست به این روستای کرانة کویر ـ که احتمالاً آبادکرده خود اوست ـ آورده و غرس کرده، از اهالی این روستا نبوده؟ یا عشق به این آب و خاک او را به این موضع نکشانده که این ده آباد شده و اعتباری پیدا کرده و اعتمادالسلطنه آثار ابنیه قدیم و همین درخت فلفل را دیده و روزگار مردمان آن را در عصر ناصرالدین‌شاه نوشته است؟

باری، از این گونه درختان با پیشینه‌ای که به عصر قاجار می‌رسد در شهر و نواحی شهرستان تربت حیدریه نیز سراغ داریم. در روستای کاج درخت (در ۱۱ کیلومتری جنوب غربی تربت حیدریه، بر روی عرض جغرافیایی ۳۵ درجه و ۱۳ دقیقه، طول ۵۹ درجه و ۷ دقیقه، ارتفاع از سطح دریا ۱۲۷۰ متر)،۱۴۲ باغی قدیمی معروف به «باغ صدر» پنج درخت فلفل کهنسال، هر یک با ۱۰ تا ۲۰ پاجوش ستبر (فاصلة هر یک حدود ۶ متر در دو ردیف با فاصلة ۷ متر) در سال ۱۳۲۹ش وجود داشت،۱۴۳ و صاحب این قلم آن را دیده بود. در سال ۱۳۶۲ به اتفاق یکی از کارشناسان باغبانی از چهار درخت فلفل بر جای ماندة باغ صدر، و درخت فلفل کهنسال دیگری در داخل شهر بازدید و با تهیه عکسهایی از این درختان و گزارشی برای وزیر کشاورزی وقت، پیشنهاد کشت و تربیت درخت فلفل را در نواحی مستعد، از نظر شرایط اقلیمی و آب و هوایی، مطرح کرد.۱۴۴ باغ صدر به همت محمدحسین صدرالعلما (از بزرگان علاقه‌مند به عمران و آبادی و ایجاد باغها) در سال ۱۳۱۰ق احداث شده که صاحب طرائق الحقایق در سال ۱۳۱۶ق به برخی از اقدامات او اشاره کرده است.۱۴۵

اما به‌راستی چه کسی این درختان را به شهرستان تربت حیدریه انتقال داده است؟ مطابق شواهد باید این اقدامِ کار مردی فرهیخته، عاشق ایران و عمران و آبادی این مملکت یعنی محمدِ میرزا ملقب به کاشف‌السلطنه باشد؛ زیرا محمد میرزا ـ فرزند اسدالله‌میرزا نایب ایاله والی خراسان ـ از شاهزادگان قاجار در سال ۱۲۸۱قر ۱۸۶۵م در تربت حیدریه متولد شده است.۱۴۶ او پس از تحصیلات و مأموریت‌های دولتی در فرانسه به سمت حاکم شهرستان تربت حیدریه منصوب شد. کلنل ییت در سال ۱۳۱۰قر ۱۸۹۳م (کفیل کنسولگری انگلیس در مشهد) در دیدار از شهر تربت حیدریه نوشته است: «حاجی میرزای کاشف که اکنون کاشف‌السلطنه نامیده می‌شد ـ مدت ده سال جزو هیأت نمایندگی ایران در پاریس به سر برده بود و فرانسه را خوب صحبت می‌کرد ـ حاکم تربت بود. برای بازدید او رفتم و به اتفاق از بازار شهر دیدن کردیم…»۱۴۷

دریافت لقب «کاشف‌السلطنه» به لحاظ نوآوری‌های او در زمینة امور زراعت و انتقال انواع درختان و رستنی‌های هندی به ایران بود. کلنل ییت می‌گوید: «از ارتفاعات گدارِ محمدِ میرزا ـ که ۱۹۶۲ متر ارتفاع داشت ـ گذشته و در اسدآباد که هوایی سرد و بارانی داشت، چادر زدیم».۱۴۸ به تحقیق روستای اسدآباد و دشت معروف آن «دشت اسدآباد» از ناحیة باستانی «رُخ» معروف به «جلگه رُخ» منسوب به اسدالله میرزا پدر محمد میرزا ‌و گردنة محمد ‌میرزا و نیز قنات و روستای معروف و موجودِ «چشمة محمد میرزا» از اقدامات او در زمینه راهسازی و عمران این ناحیه در دورة حکومت او در تربت حیدریه است.۱۴۹ او حتی نام خود «محمد» را با کسره یا فاصله با «میرزا» می‌نوشته؛ مثلاً در ذیل عکسی از خود نوشته است: «محمد ـ میرزای قاجار قوانلی».۱۵۰

تقارن ایام حکومت کاشف‌السلطنه در تربت‌حیدریه و احداث روستا و باغهایی به دست صدرالعلما، انتقال این درختان فلفل در روستای کاج درخت و نیز درخت فلفل داخل شهر را توسط کاشف‌السلطنه، یا با واسطه توسط او، در سالهای بعد از رفتن از تربت، مدلل یا قریب به یقین می‌سازد.

ادامه دارد

پی‌نوشتها:

۱۴۲٫ در مورد مختصات جغرافیایی مواضع مندرج در این مقاله، رک. محمدحسین پاپلی یزدی، فرهنگ آبادی‌ها و مکانهای مذهبی کشور، تهران، آستان قدس، ۱۳۶۷، صفحات مختلف، ذیل هر یک از مواضع و آبادی‌ها.

۱۴۳٫ صاحب این قلم در سال ۱۳۲۹ این درختان فلفل را در باغ صدر (متعلق به مرحوم میرزاحسن شهیدی از اعقاب صدر) دیده بودم. در روستای کاج درخت مرحوم حاج سید محمد محمودیان همسر خواهرم آب و ملکی داشت. در کودکی ۱۱ ساله بودم که چند بار از باغ صدر (متعلق به میرزاحسن شهیدی از اعقاب وی) در سال ۱۳۲۹، دیدار داشته و پنج درخت موصوف را با گلهای خوشه‌ای کمرنگ بسیار دیده و گلها و بعداً میوه‌های آن را چیده و چشیده است. برگ و بار درخت نیز با بوی تند فلفل، و دانه‌های انبوه آن ریزتر و یا تندی کمتر، اما به لحاظ تازگی با عطریت بیشتر بود، از سال ۱۳۳۹ که شهر خود را ترک کردم، از این درختان بی‌خبر بودم،‌ در سال ۱۳۵۵ آگاه شدم که درختان موجود است.

۱۴۴٫ در سال ۱۳۶۲ (که از بانک کشاورزی در وزارت کشاورزی یک سال و نیم مأمور بودم) به اتفاق آقای بهمن مؤذن فردوسی (از کارشناسان باغبانی) از درختان فلفل باغ صدر دیدار کردیم، یک درخت از بین رفته و پاجوشهای کم‌سال‌تر چهار درخت بر جای بود. از درخت فلفل‌سیاه کهنسال دیگری در منزل آقای ‌اکبر علوی ‌طباطبایی (واقع در حاشیة شمالی خیابان باغ ملی تربت حیدریه) بازدید به عمل آمد. عمر این درخت به گفتة صاحب منزل بیش از عمر من و بالای یک قرن برآورده می‌شود، که البته با وضعیت قدیم درختان فلفل باغ صدر قابل مقایسه بود. صاحب این قلم با تهیة عکسهایی از این درختان فلفل و گزارشی در باب استعدادهای کشاورزی ایران در برخی از مناطق برای کشت و پرورش درختان فلفل سیاه برای وزیر کشاورزی وقت (آقای محمد سلامتی)، پیشنهاد مطالعه و بررسی امکان انتقال نهال درخت فلفل از هند به ایران را مطرح کرد ‌که مورد توجه و پیگیری قرار گرفت؛ اما با استعفای وزیر، همان طور که همواره چنین است، موضوع به بوتة فراموشی سپرده شد.

گفتنی است در سفری که با استاد گرانقدر ایرج افشار به تربت حیدریه در سال ۱۳۶۹ داشتم، در بازدید از شهرک سلامی (سلومد باستانی) بر سر راه تربت‌حیدریه به خواف و دیدار از بنای کوشک شگفت‌انگیز (سدة ۴ق)، درخت فلفلی در باغ کوشک سلامی که عمری حدود ۲۰ سال داشت توجه ما را جلب کرد. این درختان فلفل سیاه در نواحی شهرستان تربت حیدریه موجود است. نگارنده در سال ۱۳۶۳ قلمه‌هایی از آن را به مشهد آورده به آشنایان دادم، از همین قلمه‌ها دو سال پیش به تهران آورده و کشت کرده‌ام که اکنون ۲ر۱ متر ارتفاع دارد و گل و میوه می‌دهد.

۱۴۵٫ محمد معصوم شیرازی (معصومعلی‌شاه)، طرائق‌الحقایق، به کوشش محمد جعفر محجوب، تهران، بارانی، ۱۳۴۳، ج ۳، ص۷۱۳۲، معصومعلی‌شاه در سال ۱۳۱۶ق از تربت حیدریه دیدار کرده و از قریة مرتضویه و کاریز احداثی سلطان العلما و «باغات خوب طرح انداخته» و گرمابة ممتازِ ساختة او تمجید کرده است. از آن روزگار تا کنون یکی از چهار محلة اصلی و قدیمی شهر، «محلة صدر» به نام او، و اسم سه محلة (باغ سلطانی، خیابان، شیب) دیگر بیانگر موقعیت جغرافیایی موضع آنهاست.

۱۴۶٫ ثریا کاظمی (نوة کاشف‌السلطنه)، حاج محمدمیرزا کاشف‌السلطنه، پدر چای ایران، تهران، سایه، ۱۳۷۲، ص۱۹٫

۱۴۷٫ کلنل چارلز ادواردییت، سفرنامة خراسان و سیستان، ترجمة قدرت‌الله روشنی زعفرانلو و مهرداد رهبر، تهران، یزدان، ۱۳۶۵، ص۵۴، ۵۵٫

۱۴۸٫ همو، همان کتاب، ص۵۳٫

۱۴۹٫ یک سال در بانک کشاورزی ولایت خود تربت حیدریه خدمت کردم،‌ در این مدت (سال ۱۳۴۷) به بیش از یکصد روستای تابعة شهرستان، به اتفاق راننده و تحصیلدار بانک (آقای اصغر الله‌بیگی) سفر کرده و دربارة برخی از روستاها و مواضع به تحقیق و بررسی پرداخته که نمونه‌هایی از آن چاپ شده و از بعضی در پانوشت مقالات و تألیفات خویش یاد کرده است. اظهار نظر دربارة وجه تسمیه ‌دشت اسدآباد و چشمة محمدمیرزا (بر سر راه جدید و قدیم تربت به مشهد) مبتنی بر همین بررسی‌ها و تحقیقات محلی است.

۱۵۰٫ کاظمی، همان کتاب، ص۲۹، ذیل تصویر خود نوشته است: «محمد ـ میرزای قاجار قوانلی ‏‎(۱۸۸۸)»

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *