…با عزت رفت

 آرمان- مرتضی خبازیان: سخنگوی دولت موقت به علت ایست قلبی درگذشت. عباس امیرانتظام معاون نخست‌وزیر و سخنگوی دولت موقت انقلاب اسلامی صبح پنجشنبه به علت ایست قلبی درگذشت. امیرانتظام مدتی نیز به عنوان سفیر در سوئد فعالیت می‌کرد. خبر بسیار کوتاه است و در همین دو سه جمله کوتاه خلاصه می‌شود اما همین خبر کوتاه عمق دردناکی دارد و زمانی همچون خطی پررنگ صف به هم فشرده دو گروه از انقلابیون سابقه‌دار جدا می‌کرد و امروز نام او تا آستانه تعریف نخستین زندانی امنیتی در تاریخ انقلاب امتداد می‌یابد. امیرانتظام می‌توانست مانند دیگر چهره‌های سیاسی موافق و مخالف داشته باشد اما او این بخت را داشت که در دورانی با انقلاب همراه شود که نیاز به افراد تحصیل‌کرده احساس می‌شد و او که به زبان انگلیسی تسلط خوبی داشت، توسط دولت موقت و بنا به آشنایی که مهندس بازرگان با او داشت به کار دعوت شد و کوتاه زمانی بعد از اینکه به‌عنوان سفیر ایران در کشورهای اسکاندیناوی راهی استکهلم شده بود، به تهران برگشت و در جایگاه سخنگوی دولت قرار گرفت. جایگاهی که با سرانجام او رابطه‌ای نمادین یافت، سخنگویی که نتوانست از خود بگوید، سخنگویی که به پرسابقه‌ترین زندانی سیاسی تبدیل شد. امیرانتظام خیلی زود در مظان اتهامی سخت قرار گرفت. او که قبل از انقلاب مراوده و ملاقاتی کوتاه با ریچارد کاتم داشت که تحت عنوان نماینده حقوق بشر آمریکا به ایران آمده بود، بعد از انقلاب هم بر این مراوده ماند. مراوده‌ای که دو دیدگاه سخت پدید آورد؛ گروهی او را با واژه جاسوس معرفی، محاکمه و محکوم کرد و گروه دیگری که به هر شکلی که توانست از او دفاع کرد. هر چه باشد امیرانتظام هرگز این اتهام را نپذیرفت. از نظر او آنچه به عنوان مدرک در دادگاه ارائه شده بود، تنها و تنها نامه‌نگاری‌های معمول دیپلماتیک بود؛ نظری که دولت موقت هم قبول داشت و آن را تکرار می‌کرد.

یک انقلابی آرام

عباس امیرانتظام فرزند میرزا یعقوب رفوگر در سال ۱۳۱۱ در تهران متولد شد. وی دوران کودکی و نوجوانی را در کنار پدر و عموی خود گذراند. شائبه‌ها و حاشیه‌هایی درباره خانواده و به‌خصوص عموی او مطرح می‌شود. شائبه‌هایی که به عضویت در یکی از فرقه‌های غیررسمی ربط می‌یابد. امیرانتظام در سال ۱۳۲۹ دانشجوی رشته الکترومکانیک دانشگاه تهران شد و در دانشکده فنی با مهندس مهدی بازرگان آشنا شد. او از همان زمان سعی داشت که وارد تشکیلات نهضت آزادی شود. با این حال در دوران انقلاب از او به عنوان انقلابی رادیکال نام برده نمی‌شد. او در جناحی از انقلابیون قرار داشت که به نرمش و مدارا معتقد بود. در ۲۳ بهمن حکم سخنگویی دولت موقت و معاونت اداری نخست وزیری برای امیرانتظام صادر شد. در ۲۷ آذر ۵۸، عباس امیرانتظام به‌اتهام همکاری با سازمان جاسوسی آمریکا CIA و ارتباط پنهانی با دولت آمریکا، به‌محض بازگشت به کشور از مأموریت استکهلم، با حکم دادستانی کل انقلاب در فرودگاه بازداشت شد. این موضوع زمانی برجستگی بیشتری یافت که به گفته دانشجویان پیرو خط امام اسنادی در این ارتباط یافت شد؛ اسنادی که بیانگر ارتباط پنهان امیرانتظام با آمریکا بود.

مواجه با قاضی

امیرانتظام در دادگاهی به ریاست آیت‌ا… گیلانی ابتدا به اعدام و سپس به حبس ابد محکوم شد. فعالیت گسترده دولت موقت و دفاع همه‌جانبه از او هم نتوانست جلو صدور حکم را بگیرد. امیرانتظام به زندان اوین رفت. سال‌ها بعد، وقتی امیرانتظام برای معاینات پزشکی به بیمارستان پارس رفته بود، شنید که قاضی محمدی گیلانی که او را به حبس ابد محکوم کرده بود در همان بیمارستان بستری است. او از فرصت استفاده کرد و به عیادت آیت‌ا… گیلانی رفت. اگر چه آیت‌ا… گیلانی در کما بود و از این عیادت باخبر نشد. امیرانتظام از همان اولین روزها دادگاه موافقان و مخالفان بسیار داشت. با این حال ابراز نظر درباره او همواره دشواری‌های خاص خود را داشت. در این بین آیت‌ا…هاشمی استثناست. کسی که بیرون از حلقه دولت موقت و نهضت آزادی در اوج فشاری که در این موضوع وجود داشت به صراحت گفت او را جاسوس نمی‌داند.

در مراسم تشییع

محمد توسلی از فعالان سیاسی شناخته شده در مراسم تشییع او گفت:«در دادگاهی که تشکیل شد زنده‌یاد بازرگان، ابراهیم یزدی، سحابی و بنده حضور داشتیم و بنده نیز از ایشان دفاع کردم. محمد محمدی گیلانی در پاسخ سؤالات بنده گفت که آقای امیرانتظام در مذاکرات خود سفره دلشان را بیش از اندازه باز می‌کردند. اما ایشان در دولت موقت سال ۵۷ طبیعتا باید طبق مبانی اصول دیپلماسی عمل می‌کرده است. اما در هیچ کدام از دادگاه‌ه‌ها دلیلی بر جاسوسی امیرانتظام مطرح نشد. همچنین دادستان وقت انقلاب نیز پرونده امیرانتظام را خدمت بازرگان آوردند و گفتند اثری از جاسوسی در آن نیست». دکتر بهروز برومند پزشک معالج امیر انتظام نیز در حاشیه مراسم تشییع جنازه امیر انتظام در گفت‌وگو با «ایرنا» اظهار داشت: حدود ۳۰ سال است که پزشک معالج آن مرحوم هستم و در دو سال گذشته بیش از ۲۰ بار به دلایلی همچون بیماری مزمن ریوی، فشار خون و مشکل کلیوی در بیمارستان پارس بستری شد. وی خاطر نشان کرد: من که پزشک معالج امیرانتظام بودم، مسئولیت صدور گواهی فوت او را پذیرفتم و طبق قانون نیازی به کالبد شکافی پزشکی قانونی نبود. سرانجام این چهره شناخته شده تاریخ سیاسی انقلاب، پنجشنبه گذشته به دلیل کهولت سن و همچنین بیماری‌های مزمن ریوی و کلیوی دار فانی را وداع گفت. در حالی که چهره‌های سیاسی از طیف‌های مختلف، چهره‌های سیاسی قبل و بعد از انقلاب در مراسم تشییع او شرکت کرده بودند، حجت‌الاسلام احمدمنتظری بر پیکر او نماز خواند و در ردیف ۲۰ قطعه۷ بهشت زهرا به خاک سپرده شد

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *