دسته: شعر و شاعری

درمورد اخبارشعرو شاعری

22-29-19 0

،،انتظار،، شعری زیبا از زنده یاد سید علی نجفی همشهریمان

به انتظارنشستم،چه شامها که بیائی.. اسیرخسته خودرادهی زبند رهائی. نیامدی وبهارم،زسوزهجر خزان شد.. شکست شاخه وساقم درانتظار،کجائی. ادب نباشداگرلب بشکوه ازتو گشایم.. که هرچه ازتوبراید،خوش است وانچه نمائی. دراتش توفتادم،چه نیک عاقبتی.. بدیدنم چه بیائی،عزیزوخواه نیائی. سعادت همه عالم مرا،که مست توباشم.. عنایت توهمین بس،که مست خویش نمائی. براستان توسایم،سرارادت و تمکین.. که پادشاهی وبردرگهت منم بگدائی. بریزخون علی را،که داغ عشق تودارد.. توئی که عاشق خودرا،دهی ز غیررهائی.

photo_۲۰۱۶-۰۴-۲۱_۱۷-۰۲-۰۸ 0

شعر زیبای قافله‌ سالار عشق ا لسّلام علیک یا اباعبدالله از همشهری عزیز ( رنده یاد سید علی نجفی )

      در نگاه بی‌گناه اشتران می‌توانی دید فریاد و فغان کز مدینه موطن آل‌عبا بسته محمل کاروان کربلا فارغ از انگیزه‌های آب و گل می‌توانی دید با چشمان دل کز زمین تا پهنه هفت آسمان ایستاده صف به صف پیغمبران انبیا و اولیا و اوصیا در میان بگرفته چون گل مصطفی جملگی بر آستان بی‌نیاز غنچه‌های لب به خواهش کرده باز ای خداوند شگفتی آفرین خالق گردون و افلاک و زمین دلبر ما را ز دشمن وارهان امن هستی اوست، دارش در امان کاروان عشق را همره تویی از دل پر درد ما آگه تویی دشت‌ها را می‌نوردد ساربان اشک می‌جوشد ز چشم اشتران هُد‌هُد دنیا نورد تاج سر بر حجاز و مکّه می‌آرد خبر نوگل گل‌های عالم در ره است بهترین اولاد آدم در ره است کعبه دل‌های عاشق می‌رسد کاروانی از شقایق می‌رسد ای مسلمانان ز غفلت وارهید کاروان عشق را مأوا دهید *** مکّه را گویی هوایی دیگر است میزبان مردم بازیگر است اشقیا جمعند و فتنه در میان تیر کینه، دلبر ما را نشان اشتران بر خاک مکّه بی‌قرار سینه بگذارند و محمل، کوله‌بار وارث حیدر حسین بن‌ علی نور حق در کعبه از او منجلی در طواف از فتنه آگه می‌شود خارج از گردونه...

IMG1115378976931 0

اکرمی : وحدت و انسجام نباید فقط در شعر و شعار باشد/ امثال میثم مطیعی ببیند می‌توانند یک آموزشگاه با افکار مختلف را اداره کنند

  یک فعال سیاسی درباره ضرورت ایجاد همدلی و وحدت در میان اقشار جامعه گفت: وحدت و انسجام نباید فقط در شعر و شعار و گفتار باشد، بلکه باید در شعور، شوق و عمل هم وجود داشته باشد. آرمان–  به گزارش آرمان به نقل از ايلنا، سید رضا اکرمی درباره تأکید مقام معظم رهبری بر حفظ انسجام و وحدت ملی در شرایط فعلی و همچنین دوری مسئولان از تخریب یکدیگر گفت: ۴۰ سال از پیروزی انقلاب اسلامی ایرانی می‌گذرد؛ یکی از شعارهای ساختاری، محوری و کلیدی که هموراه معمار کبیر انقلاب و مقام معظم رهبری آن را مطرح کرده‌اند دعوت مردم به انسجام و تعاون بوده است . وی ادامه داد: ما ایران یک‌پارچه، انقلاب اسلامی مقتدر، جمهوری اسلامی عظیم و ولایت فقیه و قانون اساسی جامع الطراف داریم و باید بر اساس این کلید واژه‌ها واقعا وحدت و انسجام داشته باشیم. رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری خاطرنشان کرد: وحدت و انسجام نباید فقط در شعار و گفتار باشد، بلکه باید در شعور، شوق و عمل هم وجود داشته باشد. همه باید برای داشتن ایرانی اسلامی،‌ انقلابی شکوهمند و نظامی سربلند تلاش کنیم. وی تاکید کرد: در اقتصاد،‌ سیاست، انتخابات و یا هر موضوع دیگری ما وحدت را یک اخلاق علمی،‌ عملی و...

kadkani 0

-شعر سفر بخیر استاد شفیعی کدکنی بر روی یکی از ساختمان های شهر لیدن هلند

-شعر سفر بخیر استاد شفیعی کدکنی  بر روی یکی از ساختمان های شهر لیدن هلند ( ۱۹مهر زادروز استاد شفیعی کدکنی گرامیباد) – روابط عمومی اداره میراث فرهنگی تربت حیدریه  

t2 0

مرگ غم‌انگیز افشین یداللهی ترانه سرای پر افتخار درآستانه بهار

  افشین یداللهی ، شاعر و ترانه‌سرا در چهل و هشت سالگی و در پی سانحه تصادف از دنیا رفت. عباس سجادی – مدیر بنیاد آفرینش‌های هنری نیاوران و از دوستان یداللهی – با تایید این خبر به ایسنا، گفت: سه شنبه شب در راه برگشت از هشتگرد ، کامیون با ماشین‌شان تصادف کرده که در‌پی این موضوع آقای یداللهی ضربه مغزی شده و از دنیا رفته است. همسر و برادر همسرشان هم آسیب دیده‌اند.دکتر افشین یداللهی متولد ۲۱دی‌ماه ۱۳۴۷در اصفهان و بزرگ‌شده تهران، پزشک متخصص اعصاب و روان و از ترانه‌سرایان معروف بود. او فعالیت‌ حرفه‌ای ترانه‌سرایی خود را در سال ۱۳۷۶در سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران آغاز کرد. نخستین ترانه‌هایش با آهنگسازی فؤاد حجازی و شادمهر عقیلی و با خوانندگی خشایار اعتمادی اجرا می‌شد.یداللهی برای تیتراژ بسیاری از سریال‌های تلویزیونی ترانه‌هایی سروده و از جمله آثارش در این زمینه ترانه‌های سریال‌های شب آفتابی، غریبانه، شب دهم، میوه ممنوعه، مدار صفردرجه و معمای شاه است. کتاب‌های «روزشمار یک عشق»، «امشب کنار غزل‌های من بخواب»، «جنون منطقی»، «حرف‌هایی که باید می‌گفتم و… تو باید می‌شنیدی» و «مشتری میکده‌ای بسته» از افشین یداللهی به جا مانده است. تسلیت سیدعباس صالحی معاون امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درگذشت افشین...

download 0

بداهه‌ای در تسلای همشهری عزیزمان رضارفیع: داغ برادر از (سیدحبیب نبوی)

  داغ برادر می‌‌زند بر سینه خنجر فریاد از داغ جگرسوز برادر آتش زند این داغ مغز استخوان را بر جان نشاند از جفا این سوگ نشتر بر محتشم زد این جفا از کین شبیخون افروخت در جانش فسون شام محشر خاکش ز بیداد و تحسر داد بر باد دست دریغش زد از این بیداد بر سر حرف وفا را برد از یاد این مصیبت حرف جفا را کرد افزون ثبت دفتر هان ای برادر، جز رضا در این فغان چیست بر آزمون چرخ، معذوری مصوّر ای باد صبح پرشگون، بگذر بر آن خاک بوی برادر زان گلستان بر من آور مهر پدر، خاک دژم در سینه دارد بر دل فشرده است این فسونگر،جان مادر اشک برادر، خاک او را کرده چون جوی افسوس خواهر رُسته بر خاکش چو عبهر مقدور جز تمکین در این ماتم چه باشد بر حکم تقدیر و قضا افزون مقدّر بشنید گوش از باد مغرب مویه ناگاه جان حبیب از این مصیبت شد مکدر بادا سرت ای یار غایب زازمون دور نامت رفیع و دولتت بر آسمان بر

download 0

خلوت انس برای آن سفرکرده رفیع( مهندس محمد جواد رفیع ) ازدکترعباس کی منش عضو هیآت علمی دانشگاه تهران

      «مهندس محمدجواد رفیع»  که از جان و دل بود حق را مطیع شهیدی که در محضر کردگار همی بود ذکرش کلام بدیع شهیدی که با لطف دادار یافت ز فیض شهادت مقامی منیع امید آن که در صبح روز جزا شود در برِ دوست، ما را شفیع بود فخر ما را پسندند اگر همین چامه را از شریف و وضیع بود ذکر«مشکان»همه روز و شب: مهندس محمد جواد رفیع  

???????????????????????????????????? 0

کيوان ساکت در سالمرگ ايرج بسطامي از او و ويژگي‌هاي موسيقايي‌اش مي‌گويد آواي جانسوزي که وقت خاموشي‌اش نبود

صدف فاطمی: اول: بعد از اينکه ساز و آواز ابوعطا را با اين شعر حافظ: «حاليا مصلحت وقت در آن مي‌بينم / که کشم رخت به ميخانه و خوش بنشينم» که ساز و آواز زيبايي شد براي آلبوم «فَسانه» ضبط کرديم، با هم به منزل من در خيابان گيشا رفتيم. حوالي ساعت‌ یک يا دوی نصف‌شب بود؛ همه وجود هر دوي ما پر شده بود از آن ساز و آواز زيبا که شايد به جرأت در زمره يکي از بهترين ‌ساز و آوازهاي ابوعطا بود که تا آن زمان اجرا شده بود. ديدم خوابم نمي‌بَرد، آهسته بلند شدم که بروم کوه و قدمي بزنم. ايرج با آن لهجه کرماني شيرينش پرسيد: کجا مي‌روي؟ گفتم: کوه. گفت: من هم مي‌آيم و رفتيم. در کوه، يک‌دفعه ايرج شروع کرد به خواندن همان آواز ابوعطا. مهتاب بود و ظاهرا خلوت؛ همان‌طور که ايرج مي‌خواند، پُشت سرم را نگاه کردم و ديدم جمعيتي حدود ۴۰ يا ۵۰ نفر پُشت سرمان راه افتاده‌اند و در سکوت به صداي ايرج گوش مي‌دهند.  دوم: ضبط آلبوم «افق مهر» (استاد فقيد، پرويز مشکاتيان) اندکي پس از فوت برادر ايرج بود؛ نصرت‌الله بسطامي. يادم است وقتي با هم ساز و آواز «بيداد» را براي آن البوم، ضبط مي‌کرديم، ايرج مي‌گريست...